جهش تولید | جمعه، ۹ آبان ۱۳۹۹

بازگشت به صفحه کامل

یا ابا عبدالله الحسین

یا ابا عبدالله الحسین


Loading the player...

عشق امام حسین به خدا

خوف از خدا، چشمانِ اشکبار، حالتِ نجوا و نیایش، زبانِ ستایشگر خدا، زندگىِ سراسر شکر نسبت به نعم الهى، نمازهاى با حال و رکعات بسیار در شبانه روز، بارها سفر پیاده به حجّ خانه خدا رفتن، نیایش ژرف و عاشقانه‏اش در پاى «جبل الرحمه» و دعاى وى در روز عرفه، همه، جلوه هایی از عاشقی های او با خداست.

«ترکتُ الخلقَ طُرّاً فى هَواکا وَ اَیْتَمْتُ العِیالَ لِکَىْ اَراکا: من مردم را به عشق تو وانهادم و خانواده ام را بی سرپرست کردم تا تو را ببینم».

نقل شده است: هرچه امام حسین  به لحظه شهادت نزدیک‏تر مى‏شد، چهره‏اش برافروخته‏تر و شکفته‏تر مى‏گشت. این چیزی جز عشق او به دیدار خدا نبود.

عمّان سامانى در مثنوى بلند «گنجینة الاسرار» خویش، به رفتار و حالات حسین بن على علیهماالسلام از دید عرفانى و عشق نگریسته و امام را سرمست از شراب شوق و عشق الهى مى‏بیند که پیاپى جام محبت و بلاى بیشترى مى‏خواهد، و او را موجى برخاسته از دریا مى‏داند که محو حقیقت خداست و مى‏خواهد باز به همان دریا بپیوندد و در این راه، از هرچه جز «او»ست، دست مى‏شوید و «خود» را قربانى مى‏کند. وى در این ترسیم عاشقانه، سراسر عاشورا و صحنه‏هاى رزم فرزندان و یاران را جلوه‏اى از آن «جذبه الهى» و عشقِ برتر مى‏شناسد و شهادت هرکدام از یاران را همچون «هدیه» به درگاه دوست توصیف مى‏کند، تا رضاى محبوب تأمین شود و به بزم قرب، بار یابد.

حسین بن على علیهماالسلام بنده ذاکر خدا بود، پیوسته حمد و ثناى الهى برزبانش و سپاس نعمت‏ها در قلبش. و در راحت و رنج و سرّاء وضرّاء، یاد خدا آرام بخش جانش بود و بر او تکیه داشت و هیچ صحنه تلخ و غمبارى نبود، جز آن که داروى «یاد خدا» آرامَش مى‏کرد.

تنها در صبح عاشورا نبود که با گفتنِ «اللّهم انت ثِقَتى فى کلِّ کَربٍ»، به یاد خدا بودن را ابراز مى‏کرد و تنها در حملات حماسى روز عاشورایش نبود که با تکرار جمله «لاحول ولا قوّة الاّ باللّه»؛ ارتباط قلبى خود را با معبود، بر زبان مى‏آورد، بلکه همواره گویاى «اللّه اکبر» بود و ذکر «الحمدللّه على کلّ حالٍ» و یاد خدا ورد زبانش بود و «انا لله و انا الیه راجعون» را  در مواقع مختلف از جمله در راه مکه به کربلا، بر لب داشت.

یک عاشق، تشنه سخن گفتن با معشوقش است. می خواهد خلوتی پیدا کند، تنها با دلداده و معشوقش سخن بگوید. آورده اند که امام حسین خواست شب عاشورا را برای این منظور از دست ندهد؛ لذا از دشمن مهلت خواست تا در آن شب به تهجّد و تلاوت قرآن و نماز بپردازد. گویا عاشقی دلتنگ دلدادگی هایش با معشوقش است. در روز نتوانسته است، این دلدادگی هایش را داشته باشد، می خواهد در شب به آن بپردازد. اساساً شب بهترین لحظات برای دلدادگی هاست؛ لذا خدای تعالی به رسول خدایش فرمود:  « إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً (مزمل، آیه6) » یا فرمود:‏ « وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً (اسراء، آیه 79)

یک عاشق فقط نظر دارد به این که معشوقش چه می خواهد. آورده اند:‏ امام حسین در قتلگاه فرمود: «الهى رضاً برضاءک و تسلیماً لامرک؛ یعنی خدایا من راضیم به رضای تو و تسلیم فرمان توام.»

آن حضرت بارها مى‏فرمود: «رضا اللّهِ رضانا اهل البیت؛ رضایت ما خاندان، تابع رضاى الهى است.»

یکى درد و یکى درمان پسندد                            یکى وصل و یکى هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران                       پسندم آنچه را جانان پسندد

 

 

 

 

در نگاه بيشتر ببينيد