جهش تولید | پنج‌شنبه، ۸ آبان ۱۳۹۹

بازگشت به صفحه کامل

نوحه های محمد فتوت از نوحه سرایان استان بوشهر

نوحه های محمد فتوت از نوحه سرایان استان بوشهر


نوحه های محمد فتوت از نوحه سرایان استان بوشهر

نوحه ي محرم

محمد فتوت

بر لب بحر فرات سقاي لب تشنگان

چوافتاد بر روي زمين گفت اي شه كون و مكان

بيا كه ديده ام به راهست هنگام بدرود و داعست

مولا حسين جان

آواي هل من ناصرش شه خوبان شنيد

آمد به بالينش نشست ز دل آهي كشيد

بگرفت برادر را به بر اشكش روان شد از بصر

مولا حسين جان

تا باشد جان در بدن شه لب تشنگان

مرا به خيمه ها مبر پيش كودكان

وعده ي آب من داده ام عذرم بگو از وعده ام

مولا حسين جان

هذا فراق بيني و بينك سرورم

بيا و بردار از زمين كنون اين پيكرم

اي آخرين وداع بود هنگام الوداع بود

مولا حسين جان

اي زينت دوش نبي گل باغ جنان

نوحه سرايت شد فتوت به صد شور و فغان

بنما قبول سروده اش بر وجود تو دو ديده اش

مولا حسين جان

 

نوحه ی محرم

شعر و آهنگ: محمد فتوت

یاران زمین کربلا خون گرفته

خون حسین و یارانش از دجله تا هامون گرفته

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

هر سو فتاده بر زمین یک گلعذاری

یک سو نوای مادران با آه و زاری

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

یک سو روان خون یاران چون چشمه ساران

یک سو روان سوی خیام خیل سواران

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

یک سو فغان تشنگان بگرفته صحرا

یک سو کنار علقمه افتاده سقا

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

فتوت هم از سوز دل نوحه سرا شد

ای ذاکرا تو هم بنال که موسم شور و نوا شد

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

 

نوحه ی شهادت امام رضا (ع)

شعر و آهنگ: محمد فتوت


یاد غریبان کن یاد از غریبیان
یاد از غریبی در خراسان کن
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن
باز  یاد غریبان کن

کشتند امام رضا را
کشتند رضا آن حجت خدا را
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن
باز یاد غریبان کن
از شام غریبان بگو
از مسلم و  طفلان او از اشک یتیمان بگو
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن
باز  یاد غریبان کن
با اشک و آه عزا کن
یاد غریب کرببلا و یاران با وفا کن
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن
باز  یاد غریبان کن
فتوت تو عزا کن
در بزم عزا نوحه بهر رضا کن
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن
باز  یاد غریبان کن

 

نوحه ی وفات پیغمبر

شعر و آهنگ: محمد فتوت

ماتم سرا مدینه شد
زهرا سیه پوشیده شد
در ماتم بابا
با ناله و آه
اشکش روان از دیده شد

بسته سیه او محفلش
آه و فغانها دارد دلش
غم بگرفته خانه او
حور و ملک هم ناله او
اشکش روان از دیده شد

خاموش شده شمع خانه اش
شده بی فروغ کاشانه اش
روزش شده همچو شب
جانش رسیده به لب
اشکش روان از دیده شد

حضرت زهرای حزین
از مرگ باباست دل غمین
سوخته دل غمدیده او
خون بارد از دیده او
اشکش روان از دیده شد

فتوت با قلبی حزین
با غم او شده قرین
نوحه کند با نای غم
از بهر مولای دین
اشکش روان از دیده شد

 

نوحه ی اربعین

شعر و آهنگ:محمّد فتوت

زینب با اشک روان
گفتا که ای کاروان
ای کاروان،ای کاروان دل در فغان است
اینجا بود کرببلا و منزلگه یاران است
کاروان ای کاروان
اینجا فتاد بر زمین
زینت عرش برین
این جا حسین من وداع گفت کودکان را
این جا شنید او ناله لب تشنگان را
کاروان ای کاروان
این جاست گلزار جانان
در خون خفتند جوانان
این جا عزا و ماتم و غوغا بپا شد
از خون یاران گلکون دشت کربلا شد
کاروان ای کاروان
این جا کشتند اکبرم
اصغر و عون و جعفرم
این جا حسین من بشد در خون شناور
هم قاسم و عباس و هم حر دلاور
کاروان ای کاروان
فتوت هنگام عزاست
شور و نوا در کرببلاست
آمده زینب کرببلا و اندر فغان است
نالد وگرید و گوید چنین اشکش روان است
کاروان ای کاروان