حمایت از کالای ایرانی | جمعه، ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

زندگینامه حضرت عیسی مسیح - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

زندگینامه حضرت عیسی مسیح

Loading the player...

دانلود

نام اصلی حضرت عیسی «یسوع» (Jesus) به معنی نجات دهنده است و لقب وی «مسیح» می باشد که سیزده بار در قرآن آمده و به معنی مبارک است.

تاریخ تولد حضرت عیسی مسیح

حضرت عیسی 5585 سال بعد از هبوط آدم (ع) و 500 (یا 576) سال، قبل از ولادت پیامبر اسلام (ص) در سرزمین کوفه در کنار رود فرات به دنیا آمد. مادرش حضرت مریم (س) دختر عمران (ع) است که نامش در 12 سوره قرآن و در 34 آیه به صراحت ذکر شده است.

 

تولد حضرت عیسی مسیح

عمران، پدر مریم در دوران جنینی مریم از دنیا رفت و سرپرستی وی را حضرت زکریا شوهر خاله مریم به عهده گرفت و او را طبق نذر مادرش به خدمت بیت المقدس گماشت. مریم همچنان که بزرگ می شد روزها را روزه می‌گرفت و شب‌ها را به عبادت می‌پرداخت و در میان بنی اسرائیل به مقام ارجمندی رسیده بود و همگان منزلت او را آرزو می‌کردند. وقتی که مریم به سن 13 سالگی رسید، خداوند یکی از فرشتگان را به صورت یک جوان بسیار زیبایی به سوی وی فرستاد، هنگامی که مریم او را دید، چون که دختری بسیار پاکدامن و امین بود، از این صحنه خیلی ناراحت شد و گمان کرد بشری است و اراده پلیدی درباره او دارد، لذا به او گفت:

«من از شر تو به خدا پناه می‌برم و رو به سوی او می‌آورم، تا عفت و پاکدامنی‌ام را مصون نگاه دارد، اگر از خدا می‌ترسی و از او بیمناکی، از من دور شو.»

اما آن فرشته الهی، زبان به سخن گشود و گفت:

نگران مباش، من فرستاده پروردگارم، آمده‌ام تا پسر پاکیزه‌ای به تو ببخشم.»

از شنیدن این سخن لرزش شدیدی وجود مریم را فرا گرفت و گفت:

«چگونه ممکن است من صاحب پسری شوم، در حالی که تاکنون انسانی با من تماس نداشته و هرگز زن آلوده‌ای نبوده ام.»

فرستاده خدا در پاسخ گفت:

«صحیح است، ولی خداوند فرموده: که آفرینش پسری بدون پدر بر من آسان است، ما می‌خواهیم او (عیسی) را نشانه‌ای برای مردم قرار دهیم و رحمتی از سوی ما بر آن ها باشد.»

سپس آن فرستاده خدا در مریم دمید و سرانجام وی باردار شد و آن فرزند موعود در رحم او جای گرفت.

این امر سبب شد که او از بیت المقدس به مکان دوردستی برود و تنها زندگی کند، ولی هر چه به روز وضع حمل نزدیک می‌شد، نگران‌تر می‌گردید. آن گاه که زمان وضع حمل رسید، درد و رنج زایمان، او را به کنار درخت خرمایی کشاند و به آن تکیه زد.در آن زمان لطف و عنایت خدا شامل حالش شد و صدای جبرئیل را شنید که او را مخاطب ساخته و به وی گفت:

 

«غمگین مباش، خداوند در قسمت پایین پای تو، چشمه آب گوارایی را جاری ساخته است، تکانی به این دخت نخل بده، تا رطب تازه بر تو فرو ریزد، از این غذای لذیذ بخور و از آن آب گوارا بنوش و چشمت را به این مولود جدید روشن دار و هرگاه به کسی از انسان‌ها برخوردی کردی که درباره مسأله بارداری و چگونگی آن از تو پرسید، به او پاسخ نده و با اشاره بگو، من برای خداوند رحمان روزه‌ای (روزه سکوت) نذر کرده‌ام و با احدی امروز سخن نمی‌گویم.»

هنگامی که عیسی متولد شد، مریم به همراه او به سوی قومش آمد، وقتی که مردم او را دیدند، شگفت زده شده و گفتند:

«ای مریم! کار بسیار زشت و بدی کردی، نه پدر تو مرد بدی بود و نه مادرت زن بدکاره‌ای، تو چرا مرتکب چنین عملی شده‌ای؟»

مریم به سفارش جبرئیل به سوی گهواره اشاره کرد و از آن‌ها خواست که با فرزندش سخن بگویند!

قوم که از اشاره مریم بیشتر ناراحت شده بودند گفتند:

«ما چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟‌»

در این هنگام عیسی در گهواره زبان به سخن گشود و گفت:

«من بنده خدا هستم، خداوند به من کتاب (انجیل) داده و مرا پیامبر قرار داده است و...».

هنگامی که قوم به طور آشکار، سخنان فوق را از عیسی شنیدند دریافتند، که مریم از هرگونه ناپاکی، پاک و منزه است و عیسی بعد از این تکلم، تا زمانی که بزرگ شد و به حد زبان گشودن رسید، دیگر سخن نگفت.