Skip to Content

اشعار دهه فجر و 22 بهمن

اشعار دهه فجر و 22 بهمن

اشعار دهه فجر و 22 بهمن

خورشید گل کرد
در آسمان جان ما، خورشید گل کرد
پیش از دعا ،وقت سحر ،خورشید گل کرد


چون لاله ای خونین کفن، در سینه خاک
با یاد میر کربلا،خورشید گل کرد


گل می کند از سوی مشرق،چهره روز
چون چشمه مهر و صفا،خورشید گل کرد


در مغرب شط فرات و دجله، ا ین بار
با پیک پیغام شما،خورشید گل کرد


وقتی که تیرحادثه زد بوسه بر او
در خاک سرخ نینوا،خورشید گل کرد


در دشت شب، بی روشنای کورسوئی
هنگام طوفان بلا ،خورشید گل کرد


از پشت دیوار افق ،آرام آرام…
بر پهنه ارض و سما،خورشید گل کرد


از چهره پاکش، تشعشع موج می زد
بایاد آن دیر آشنا،خورشید گل کرد

 

در ظلمت شب، با سرود هاتف عشق
در موج موج هر صدا ،خورشید گل کرد


دیگر هراسی از هجوم شب نداریم
در آسمان جان ما،خورشید گل کرد

 

 

 

به نام شما
زمانه قرعه نو می زند به نام شما
خوشا شما که جهان می رود به کام شما


درین هوا چه نفسها پر آتشست و خوشست
که بوی عود دل ماست در مشام شما


تنور سینه ی سوزان ما به یاد آرید
کز آتش دل ما پخته گشت خام شما


فروغ گوهری از گنجخانه ی دل ماست
چراغ صبح که بر می دمد ز بام شماست


ز صدق آینه کردار صبح خیزان بود
که نقش طلعت خورشید یافت شام شما


زمان به دست شما می دهد زمام مراد
از آنکه هست به دست خرد زمام شما


همای اوج سعادت که می گریخت زخاک
شد از امان زمین دانه چین دام شما


به زیر ران طلب زین کنید اسب مراد
که چون سمند زمین شد سپهر رام شما


به شعر سایه در آن بزمگاه آزادی
طرب کنید که پرنوش باد جام شما
شاعر:هوشنگ ابتهاج

 

 

 

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

 

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین


گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

 

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن بیست و دوم بهمن

 

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

 

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

 

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

 

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن

 

 

 

بهمن خونین
آمده موسم فتح ايمان
شعله زد از افق نور قرآن

در دل بهمن سرد تاريخ
لاله سر زد، ز خون شهيدان


لاله‌ها قامت سرخ عشقند
سرنوشت تو با خون نوشتند

(پيكر پاكت ای جان به كف را
از ازل با شهادت سرشتند)

 

بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده بادا قرآن

بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده ياد شهيدان

 

مقدمت را اماما شهيدان
با نثار تن خود گشودند

خونشان فرش راه تو بادا
عاشق راه پاک تو بودند

 

آمدی با پيامت خمينی
از رهايی و از حق سرودی

(آنكه بر ظلم شب حمله ور شد
اي خمينی تو بودی، تو بودی)

 

بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده بادا قرآن

بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده ياد شهيدان

 

(در دل تار شب اي شهيدان
دست قهار خلق خدائيد

از تبار حسين شهيديد

از ديار عروج و خدائيد)

 

(در زمستان بهاران آمد
آدم از قعر دوران آمد
بوی نسل شقايق پيچيد
بوي عطر شهيدان آمد)

 

(بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده ياد شهيدان)